عطا ملك جوينى

7

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بيشتر « 1 » ، هروقت كه سبب وقوع واقعهء « 2 » انتظار اجلاس خانى ديگر كردندى به احكام و ياساهاى قديم رخصت تغيير و تبديل باز آنك نفاذ « 3 » حكم و امر و نهى بود « 4 » ندادى ، چنانك در آن وقت كه كيوك خان را f 133 b بخانى برداشتند و بحث و استكشاف آنك از پادشاه‌زادگان كدام كس ياسا و قاعدهء مستمرّرا منحرف كردست و بىمشورت و اتّفاق پايزه و يرليغ داده بفرمود « 5 » تا هر مثال و پايزه كه بعد از وفات قاآن داده بودند بازستانند و در قوريلتاى بحضور ايشان اكثر فرمانها كه داده بودند از اطلاق اموال و توليت و صرف عمّال بر پادشاه‌زادگان عرضه كردند همه كس خجالت يافتند الّا بيكى و ابناى او كه سر موئى از آن نگردانيده بودند و آن از غايت عقل و خويشتن دارى و تأمّل و تفكّر در عواقب امور كه مردان عاقل كارديده از آن غافل باشند بود ، فلو كان النّساء كمثل هذى * * لفضّلت النّساء على الّرجال « 6 » و در وقت جلوس منكو قاآن بر سرير خانى « 7 » همين شيوه واقع شده بود كه « 8 » بعد از كيوك خان هركس حكمها كرده بودند ، و بيكى از آنگاه باز

--> ( 1 ) ب بخطّ الحاقى افزوده : بوجهى توجّه كرده بود كه ، ز ح افزوده‌اند : و ، - جملهء « هر وقت كه سبب الخ » مفسّر جملهء سابق و مفصّل اجمال آنست ، ( 2 ) يعنى وفات پادشاهى ، براى استعمال « واقعه » در معنى وفات رجوع بمقدّمهء ج 1 ص قيج و ج 2 ص كج ، ( 3 ) ب د ز ح : نفاد ، آ : مفاد ؟ ؟ ؟ ، ه : با نفاذ ، ج : انفاد ؟ ؟ ؟ نفاذ ( كذا ) ، ( 4 ) كذا فى ب ج ح ، ا د : بودند ، ه : بودندى ، ز ندارد ، - يعنى با وجود آنكه پسران او را نفاذ امر و نهى بود ايشانرا رخصت تغيير و تبديلى در ياساهاى قديم ندادى ، ( 5 ) يعنى كيوك خان بفرمود ، رجوع بج 1 ص 211 ، ( 6 ) للمتنبّى من قصيدة يرثى بها والدة سيف الدّولة مطلعها : نعدّ المشرفيّة و العوالى * * و تقتلنا المنون بلا قتال و البيت فى قصيدة المتنبّى هكذا : و لو كان النّساء كمن فقدنا البيت ، ( 7 ) ح افزوده : بعينه ، ( 8 ) « كه » تعليليّه است بمعنى چه و زيرا كه ، و براى بيان مساوات و مقايسه نيست تا معنى اين جمله اين بشود كه در وقت جلوس منكو قاآن